( ... Tanha ... Tarin ... Tanha ... ) |
|
اونی که مدعی بود عاشقمه
منو در به در گذاشت و ساده رفت
منو توی باورم تنها گذاشت
تو خیال باطلش پیاده رفت
اونی که مدعی بود عاشقمه
منو بی پناه و خسته جا گذاشت
خودشم میون بارون و تگرگ
پا میون دل جاده ها گذاشت
اونی که مدعی بود دوستم داره
واسه من خط و نشون کشید و رفت
اون همه اشک و نگاهمو ندید
یه نگاه منتظر رسید و رفت
اونی که مدعی بود عاشقمه
دیگه عاشقم نبود و ساده مرد
اون ندید با رفتنش قلب منو
به صدای سوت وکور شب سپرد
+نوشته شده دریکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 16:2 توسط Milad |
دخترک خنده کنان گفت که چیست . . . فروغ فرخزاد . . .
+نوشته شده دردوشنبه دوم دی 1387ساعت 0:26 توسط Milad |
وفروغ و عسل وطلوع و سحر وتسلاودلارام کسي باش گلم وبهار و نسيم ونگارو نديم وچراغ شب يلداي کسي باش گلم ابرشو،باران باش برف کوهستان باش چشمه جاري صحراي کسي باش گلم زندگي دريايست،پرتلاطم،پرموج گاهي موجي ارام،گاهي موجي در اوج با دل دريايي ،زورق و ساحل درياي کسي باش گلم
+نوشته شده درجمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 6:40 توسط Milad |
به چه می خندی تو؟ به مفهوم غم انگیز جدایی؟ به چه چیز؟ به شکست دل من؟ یا به پیروزی خویش؟ به چه می خندی تو؟ به نگاهم که چه مستانه تورا باور کرد؟ یا به افسونگری چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد؟ به چه می خندی تو؟ به دل ساده من می خندی که دگر تا به ابد نیز فکر خود نیست؟ خنده دار است ، بخند ...
+نوشته شده درشنبه دوم آذر 1387ساعت 23:43 توسط Milad |
کاش رویاهایمان روزی حیقیقت میشدند تنگنای سینه ها دشت محبت میشدند سادگی مهر و صفا قانون انسان بودن است کاش قانونهایمان یک دم رعایت میشدند اشکهای همدلی از روی مکر است و فریب کاش روزی چشمهامان با صداقت میشدند گاهی از غم میشود ویران دل بیچاره ام کاشکی غمها همه مردانه قسمت می شدند
![]() +نوشته شده دریکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 22:21 توسط Milad |
بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم
+نوشته شده درسه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 2:32 توسط Milad |
شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد
فریبنده زاد و فریبا بمیرد شب مرگ تنها نشیند به موجی رود گوشه ای دور و تنها بمیرد در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب که خود در میان غزلها بمیرد گروهی بر آنند که این مرغ شیدا کجا عاشقی کرد آنجا بمیرد
شب مرگ از بیم آنجا شتابد که از مرگ غافل شود تا بمیرد من این نکته گیرم که باور نکردم ندیدم که قویی به صحرا بمیرد چو روزی ز آغوش دریا برآمد شبی هم در آغوش دریا بمیرد تو دریای من بودی آغوش باز کن که می خواهد این قوی زیبا بمیرد
+نوشته شده درشنبه پنجم مرداد 1387ساعت 0:43 توسط Milad |
بعد از مرگم به گورم بیا , مبادا از گورستان خلوت وحشت کنی زیرا در آنجا قلب آرام خفته, مبادا اشک بریزی زیرا چشمان من همراه با تو اشک خواهد ریخت هرگاه شمعی را در حال سوختن دیدی مرا به یاد آور هرگاه ترانه غم انگیزی شنیدی آنرا به یاد من زمزمه کن زیرا من هر کجا که باشم به یاد تو خواهم بود
+نوشته شده درسه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 2:54 توسط Milad |
در خلوت من نگاه سبزت جاریست افسوس نمی شود کنارت باشم
+نوشته شده درسه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 2:38 توسط Milad |
دیشب غزلی سـرود،عاشق شده بود با دست و دلی کبود،عاشق شده بود افتــــاد و شکســت،زیر باران پوســید آدم که نکشـته بود،عاشـق شـده بود
+نوشته شده درسه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 2:17 توسط Milad | |
بيش از اين مردم دنيا دلشان درد نداشت صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو وبلاگ آيدي من نوشته هاي پيشين هفته سوم دی 1387 هفته اوّل دی 1387 هفته چهارم آذر 1387 هفته اوّل آذر 1387 هفته اوّل آبان 1387 هفته دوم مرداد 1387 هفته اوّل مرداد 1387 هفته چهارم آذر 1386 هفته سوم مرداد 1386 هفته چهارم تیر 1386 هفته دوم تیر 1386 هفته اوّل تیر 1386 هفته چهارم خرداد 1386 هفته سوم خرداد 1386 هفته دوم خرداد 1386 پيوندها طراح قالب |